Tuesday، August 31، 2010

من چه میدانم از تو

من چه میدانم از تو که صبوری

که یادی در من خسته

در من از شبنم رسته

که قدر مشت های بسته ای

اما به وسعت صحرا

من چه میدانم از تو

مرا با بودهایت بردی

برابر ازلیت نشاندی

به قدر ماسه های نرم ساحل

تا دوردستها بردی

من چه میدانم

چنین بود!

2 comments:

حقی گفت...

مرا با بود هایت..........؟؟!

http://hamidhaghi.blogsky.com

محمود گفت...

به شعر زبان نزدیک شدی. خیلی خوبه